خرید بک لینک
سالگرد عروج زود هنگامتان آمدهزمانه چه سنگدل وبی رحم استبعد از رفتن شما چه زود چرخش را به چرخش در اوردروزها یش از پس هم میگذرندهفته ها یش می آیندماهها یش هم به تمنای بهاردست هم میگیرندساعت اما ، ساعت..

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 25 دی 1399 ساعت: 2:14

ز دیده رفتی و صد جوی خون ز دیده روان شدز خون دیده چه گویم ؟ که دیده خود ز میان شدفروغ مهر نهان شد به زیر سایه ی حسرتگل امید بپژمرد و باغ عشق خزان شدکبوتران نگاهت چو ز آشیانه پریدندغروب کرد مرا آفتاب و

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 25 دی 1399 ساعت: 2:14

★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخی

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 25 دی 1399 ساعت: 2:14

پاییز همدم جانهای خسته است؛ جشنوارۀ رنگها و آواز برگهاست؛ صندوق خاطرات تلخ و شیرین ماست؛ از کودکی تا آخرین پاییز عمر. پاییز فصل عشقهای زمینخورده است. ما خستهایم؛ همچون برگهای زرد و خشک که شاخۀ

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 25 دی 1399 ساعت: 2:14

★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخی

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 25 دی 1399 ساعت: 2:14

کاش مادر

کاش مادر برای روز مبادای من
کمی از خنده های کودکی ام را

زیر فرشها پنهان می کردی

دلم نزدیک بهار
یک خنده بلند از ته دل می خواهد

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 فروردين 1399 ساعت: 6:06

ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟وقت کارست، ای نسیم، از کار اوگر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟خواب در چشمم نمیآید به شبآن چراغ چشم بیدارم کجاست؟دوست گفت: آشفته گرد و زار باشدوستا

برچسب: نویسنده: یوسف میرزاپور تاريخ: دوشنبه 18 فروردين 1399 ساعت: 6:06

صفحه بندی